Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
   
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
   
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 
مردم چگونه سالار می شوند؟ نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط مدیر همسنگر   
30 آبان 1388 ساعت 15:08

 

Image

 

 

دمکراسی هیچگاه در مقام ادعا و اندرز برنیامده‌ است؛ از حق و باطل سخن نگفته و بر جای ناصحان و حق‌گویان ننشسته ‌است. دمکراسی نه یک باور بلکه یک بستر است؛ از این رو خود را با باورها درنمی‌اندازد. دمکراسی نه طرفدار حق است و نه دشمن باطل؛ تنها سخن دمکراسی این است که صدای اکثریت از صدای اقلیت بلندتر است. با این حساب سؤال این است که اگر دمکراسی حق را بر جای خود نمی‌نشاند و با باطل سر دشمنی ندارد چرا باید یکی از بنیان‌های حکومت بر آن نهاده شود؟

 

 

جواب آن ساده است: دمکراسی فایده‌مندترین روش حکومت‌داری است، چرا که به سایر ایده‌ها و مکاتب مجال می‌دهد که باورهای خود را در چارچوب آن سامان بخشند و هر کدام به سهم خود حظی از آن ببرند. دمکراسی عمر و عمق حکومت‌ها را افزایش می‌دهد و به حکمرانان اجازه می‌دهد که شب با خیال راحت بخوابند و روز با خیال آسوده حکومت کنند.

 

اما مسأله‌ی مهم این است که نمی‌توان از فواید دمکراسی بهره جست اما از آسیب‌های آن پروا کرد. دمکراسی موجودیتی بسیط‌گونه دارد که خوبی‌ها و بدی‌هایش در کنار هم و مکمل یکدیگرند.

 

دمکراسی ایران در این سی‌سال هرگز یک رقابت تمام عیار را تجربه نکرده بود. رقابت‌های گذشته یا آنقدر دوستانه بوده که نتیجه‌اش مناقشه‌برانگیز نبوده است و یا آنچنان نابرابر بوده که برنده و بازنده از قبل معلوم بوده‌است؛ بر خلاف انتخابات اخیر ریاست جمهوری که نه آنچنان دوستانه بود و نه هیچکدام از دو حریف از پیش خود را بازنده می‌دانستند، ضمن اینکه بعد از سه‌دهه زورآزمایی بین دو تفکر عمده‌ی کشور، این مبارزه برای هر دو، نوعی مبارزه‌ی حیثیتی محسوب می‌شد. معلوم است که در چنین شرایطی هیچکدام از حریفان حاضر نشوند به آسانی میدان را به حریف واگذارند.  طبیعی است در چنین شرایطی قواعد بازی که تا پیش از این در حاشیه بوده و نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا نمی‌کردند، خودنمایی کرده و اثرگذار شوند، اما مشکل در اینجاست که بازیکنانی که تا پیش از این تنها به بازی دوستانه مشغول بوده و یا حداکثر در یک بازی یک‌طرفه حاضر شده‌اند، نمی‌توانند یا نمی‌خواهند این اصول را رعایت کنند.

 

یکی از قواعد مهم دمکراسی این است که در میدان رقابت هر تیم علاوه بر پذیرش مسؤولیت رفتار خود، مسؤول رفتار طرفداران خود نیز هست. این قاعده هرچند مخالف اصل شخصی بودن مجازات است، اما به عنوان یک رویه پذیرفته شده است، واضعان این قاعده نیز در این مورد به اصل ملازمت حق و تکلیف استناد جسته‌اند؛ بدین معنی که: هر تکلیفی ملازم با یک حق و هر حقی ناشی از یک تکلیف است. بنابراین همانگونه که یک تیم حضور و حمایت طرفداران خود را حق خود می‌داند و از آن به‌عنوان ابزاری برای پیروزی استفاده می‌کند، باید در برابر رفتار آنها نیز پاسخگو باشد در غیر اینصورت باید بدون حضور حامیان خود به مبارزه با حریف رود. بر اساس همین قاعده نیز می‌بینیم که هرگاه طرفداران یک تیم ورزشی مرتکب یک بی‌قانونی شده و یا موجب بروز خسارتی می‌شوند، این تیم است که مجازات و جریمه می‌شود. این قاعده در مبارزات سیاسی تأثیر جدی‌تری دارد؛ چرا که در این میان بر خلاف مسابقات ورزشی که حضور طرفداران تنها یک ابراز جانبی برای پیروزی تیم است، اینبار پیروزی تیم در گرو حضور تک تک حامیان و تجمیع یکایک اراده‌ها محقق خواهد شد.

 

کاندیداها به خوبی می‌دانند که برای پیروزی در انتخابات چاره‌ای جز افزایش شمار حامیان خود ندارند، چرا که حتی اگر سخن آنها از دیگر رقبا گفتنی‌تر باشد، معلوم نیست که شنیدنی‌تر هم باشد. به‌همین خاطر است که سعی می‌کنند اقشار بیشتری را تحت تأثیر خود قرار دهند. قومیت‌ها، طوایف، زنان، جوانان، فرهنگیان، دانشجویان، نخبگان، کارگران، کارمندان، محرومان، منتقدان، ناراضیان و ... از جمله مجموعه‌هایی هستند که مورد خطاب قرار می‌گیرند. خطابه‌های تبلیغاتی در میان اقشار مختلف معمولاً سرشار از عباراتی در تمجید از آنها و تأکید بر حقوق پایمال شده‌ی آنهاست؛ از سوی دیگر تلاش می‌شود تا حد امکان نه تنها هیچ مجموعه‌ای از آنها رنجیده نشود بلکه از حمایت آنها نیز استقبال شود. بدیهی است جلب نظر اقشار مختلف همواره با رعایت حق و انصاف همراه نبوده و تبعاتی به دنبال دارد که نباید و صدالبته نمی‌توان از آن برائت جست.

 به طور مثال زمانی که یک شخص در گردهمایی تبلیغاتی خود کاندیدای رقیب را با یک عبارت موهن خطاب می‌کند لابد می‌داند که این سخن با استقبال دو دسته مواجه خواهد شد، دسته‌ی اول افرادی هستند که به خاطر ضدارزش بودن آن واژه و با نیت پاک کردن ساحت ریاست جمهوری از ضدارزش‌ها از صاحب این سخن حمایت می‌کنند، و در کنار آن دسته‌ی دیگر افرادی هستند که به دلیل برخی نارضایتی‌ها صرفاً به خاطر نسبت دادن یک واژه‌ی موهن به رئیس جمهور قانونی کشور از در حمایت برمی‌آیند.

و یا زمانی که یک کاندیدا به گشت‌های ارشاد انتقاد دارد، هم افرادی که به برخورد پلیسی با یک معضل اجتماعی انتقاد دارند از آن طرفداری خواهند کرد و هم افرادی که اساساً با برخورد با منکرات در جامعه مخالفند.

 

در جای دیگر، زمانی که یک کاندیدا پای شخصیت‌های مشهور انقلاب را به وسط می‌کشد، خواسته یا ناخواسته دو گروه را با خود همراه می‌کند. گروهی که به‌خاطر روحیه‌ی فسادستیزی با او هم عقیده می‌شوند و عده‌ای نیز تنها به‌خاطر اینکه شخصیت‌های سابقه‌دار انقلاب در معرض اتهام قرار می‌گیرند، ساز موافق می‌زنند.

 

در تمام این موارد آنچه اهمیت دارد این است که رنگ و نقش آرای تمامی این افراد یکسان است و هر کدام به یک اندازه در پیروزی کاندیدا سهم دارند. بنابراین حتی اگر شخص در استفاده از الفاظ و عبارات خود بنایی بر برانگیختن حمایت طیف دوم نداشته باشد، به صورت قهری از رأی آنها سود برده و نتیجتاً نمی‌تواند از هیچکدام از آنها برائت جوید. چه اگر غیر از این بود باید با دقت در انتخاب عبارات خود، از رویکرد دیگری بهره می‌برد.

 

با این حساب اگر به قواعد دمکراسی پایبند باشیم باید عملکرد طرفدارن هر کاندیدا را هم پای همان کاندیدا بنویسم؛ او نیز حق ندارد بین عملکردها، خوب‌ و بد را از هم سوا کند، همانگونه که آرای خود را هم یکجا حساب می‌کند.

 

قاعده‌ی دیگر این است که دمکراسی تضمینی برای بر صدر نشاندن حق و پایین کشاندن باطل ندارد. احتمال دارد برخی در باور خود، آنچنان به اعتقادات خود ایمان داشته باشند که اولاً هیچ باوری را جز آنچه خود می‌اندیشند برنتابند و ثانیاً، اینکه دیگرانی جز این بیندیشند را باور نکنند. بنابراین اگر در جایی خلاف آنچه می‌اندیشند، ببینند برمی‌آشوبند و سینه چاک می‌دهند. دمکراسی با این چشم فراخ کردن‌ها بیگانه است. این دسته افراد بهتر است از همان ابتدا خود را درگیر این بازی و قواعد آن نکنند. اتفاقاً اینگونه، دین و دنیای آنها هم محفوظ‌تر است.

 

قاعده‌ی دیگری که دمکراسی بدان وفادار است این است که منزلت اجتماعی افراد ضریب آرای آنها قرار نمی‌گیرد. برخی این موضوع را نقطه‌ی ضعف دمکراسی و برخی نقطه‌ی قوت آن می‌دانند. این قاعده یعنی اینکه بسیار محتمل است که در جایی سخنان سترگ یک کاندیدا پای گفته‌ی ساده‌ی کاندیدای دیگر قربانی شود. احتمال دارد خواسته‌ی ناچیز یک روستایی، بر خرواری از مطالبات درشت یک شهری، پیشی گیرد. احتمال دارد یک پیکر نحیف، جای یک جثه‌ی قوی را تنگ کند.

 

و دست آخر اینکه احتمال دارد نتیجه‌ی قدم نهادن در این رقابت باختن باشد. در این صورت روی ترش‌کردن و ناسزاگفتن و بر همه تاختن نه شرط عقل است و نه رسم رقابت. اتفاقاً آنکه شکست را بپذیرد و بر حریف نتازد، رندی پیشه کرده و راه پیروزی پسین خود را هموار کرده است.

  
تاریخ بروز رسانی ( 30 آبان 1388 ساعت 15:08 )
 
< بعد   قبل >
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS

گلچینی از همسنگر

نظر سنجی

در همسنگر با چه رویکردی بیشتر موافق هستید؟
 

آمار

عضو: 36
مطلب: 151
سایت: 4

عضو همسنگر شوید

مجموعه همسنگر انشالله به کمک شما می تواند به اهداف عالیه خود که همان همسنگر شهدا بودن است برسد پس با عضویت در سابت به ما بپیوندید.





دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

روز نگار همسنگر

 
يكشنبه
شهریور
1389
14